از کارخانه تا مشتری مسیر واقعی یک محصول صنعتی چگونه طی می شود؟
محصول صنعتی

جذب مشتریان صنعتی چگونه انجام می شود؟
داشتن محصول باکیفیت بهتنهایی برای موفقیت یک کارخانه کافی نیست.
ممکن است یک کارخانه تجهیزات مناسبی داشته باشد، محصولات باکیفیتی تولید کند و حتی قیمت رقابتی داشته باشد، اما اگر مشتریان بالقوه آن را نشناسند، ظرفیت تولید مجموعه بهطور کامل مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
این مسئله برای بسیاری از کسبوکارهای صنعتی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مشتری صنعتی معمولاً مانند مشتری عادی خرید نمیکند.
خرید صنعتی اغلب ارزش مالی بالاتری دارد، فرآیند تصمیمگیری آن طولانیتر است و افراد مختلفی در انتخاب تأمینکننده نقش دارند. یک شرکت ممکن است قبل از خرید، توان تولید، کیفیت محصولات، سابقه همکاری، شرایط پرداخت، زمان تحویل و خدمات تأمینکننده را بررسی کند.
بنابراین جذب مشتریان صنعتی معمولاً با یک تبلیغ ساده یا انتشار چند پست در شبکههای اجتماعی اتفاق نمیافتد.
کارخانه باید کاری کند که مشتری مناسب، در زمان مناسب، اطلاعات کافی درباره آن مجموعه پیدا کند و بتواند با اطمینان بیشتری وارد مرحله مذاکره شود.
خبر خوب این است که کارخانهها برای پیدا کردن مشتری فقط به روشهای سنتی مانند تماس تلفنی، حضور در نمایشگاه یا معرفی از طریق آشنایان محدود نیستند.
امروزه ابزارهای دیجیتال، موتورهای جستوجو، دایرکتوریهای تخصصی، محتوای صنعتی و ارتباط مستقیم B2B فرصتهای جدیدی برای توسعه بازار ایجاد کردهاند.
در این مقاله قرار است بررسی کنیم یک کارخانه چگونه میتواند مشتریان صنعتی بیشتری پیدا کند، چه اشتباهاتی مانع رشد فروش میشوند و چگونه میتوان یک فرآیند منظم برای جذب مشتری ساخت.
اولین نکتهای که یک کارخانه باید بداند این است که مشتری صنعتی معمولاً قبل از تماس با فروشنده تحقیقات زیادی انجام میدهد.
فرض کنید یک شرکت به دنبال تولیدکننده یک قطعه خاص است.
احتمالاً قبل از اینکه با اولین کارخانه تماس بگیرد، درباره چند تأمینکننده تحقیق میکند، سایت آنها را بررسی میکند، نمونه محصولات را میبیند، درباره سابقه فعالیتشان اطلاعات جمع میکند و قیمت یا شرایط همکاری را مقایسه میکند.
بنابراین کارخانهای که اطلاعات مناسبی در اختیار مشتری قرار نمیدهد، ممکن است حتی قبل از شروع مذاکره از فهرست گزینههای مشتری حذف شود.
در بازار صنعتی، اعتماد قبل از خرید اهمیت زیادی دارد.
مشتری باید احساس کند با مجموعهای روبهرو است که توانایی انجام تعهداتش را دارد.
به همین دلیل بازاریابی صنعتی فقط درباره معرفی محصول نیست؛ درباره معرفی توانایی کارخانه نیز هست.
یکی از اشتباهات رایج این است که کارخانه میگوید:
«ما دنبال هر مشتری هستیم.»
این جمله در ظاهر منطقی است، اما در بازاریابی معمولاً نتیجه خوبی ندارد.
هر کارخانه برای بعضی مشتریان مناسبتر از دیگران است.
اگر یک کارخانه محصول خاصی برای صنایع غذایی تولید میکند، مشتریان اصلی آن احتمالاً کارخانهها و مجموعههای فعال در همان صنعت هستند.
اگر تولیدکننده قطعات خودرو است، باید روی شرکتهای مرتبط با زنجیره خودرو تمرکز کند.
اگر تجهیزات صنعتی تولید میکند، مشتریان آن ممکن است کارخانهها، پیمانکاران، شرکتهای مهندسی یا تأمینکنندگان پروژه باشند.
بنابراین قبل از شروع بازاریابی باید مشخص شود:
دقیقاً چه شرکتی احتمال بیشتری دارد که به محصول ما نیاز داشته باشد؟
این سؤال، مسیر تمام فعالیتهای بعدی را مشخص میکند.
یکی از تفاوتهای بازاریابی موفق با معرفی ساده محصول این است که به جای تمرکز صرف روی ویژگیها، روی مسئله مشتری تمرکز میشود.
فرض کنید کارخانهای یک دستگاه صنعتی تولید میکند.
میتوان گفت:
«این دستگاه دارای موتور قدرتمند و سیستم کنترل پیشرفته است.»
اما میتوان موضوع را از دید مشتری مطرح کرد:
«این دستگاه برای کارخانههایی طراحی شده که به دنبال افزایش ظرفیت تولید و کاهش زمان توقف خط هستند.»
جمله دوم برای مشتری صنعتی کاربرد بیشتری دارد؛ زیرا مستقیماً به مسئلهای اشاره میکند که ممکن است برای او مهم باشد.
در جذب مشتریان صنعتی باید مشخص شود محصول دقیقاً چه مشکلی را حل میکند.
امروزه بسیاری از مشتریان صنعتی قبل از تماس با فروشنده، نام شرکت را در اینترنت جستوجو میکنند.
اگر کارخانه سایت مناسبی نداشته باشد، یا اطلاعات آن بسیار محدود باشد، ممکن است بخشی از اعتماد اولیه مشتری از بین برود.
یک سایت صنعتی مناسب باید حداقل اطلاعات مهمی مانند موارد زیر را در اختیار مخاطب قرار دهد:
محصولات و خدمات
زمینه فعالیت
ظرفیت تولید
اطلاعات تماس
موقعیت کارخانه
تصاویر واقعی مجموعه
سوابق و پروژهها
استانداردها و گواهیهای مرتبط
اطلاعات فنی محصولات
هرچه اطلاعات برای تصمیمگیری کاملتر باشد، مشتری راحتتر میتواند درباره تماس با کارخانه تصمیم بگیرد.
یکی از بهترین روشهای بلندمدت برای جذب مشتریان صنعتی استفاده از سئو است.
مشتری صنعتی معمولاً جستوجوهای بسیار مشخصی انجام میدهد.
برای مثال ممکن است عبارتهایی مانند:
«تولیدکننده ورق فلزی»
«کارخانه تولید قطعات صنعتی»
«تولیدکننده تجهیزات خطوط تولید»
یا «تأمینکننده مواد اولیه صنعتی»
را جستوجو کند.
اگر سایت کارخانه برای جستوجوهای مرتبط محتوای مناسبی داشته باشد، میتواند در همان لحظهای که مشتری به دنبال تأمینکننده است، مقابل او قرار بگیرد.
مزیت مهم این روش این است که مخاطب از ابتدا یک نیاز مشخص دارد.
در نتیجه، چنین بازدیدکنندهای میتواند ارزش بیشتری نسبت به یک مخاطب عمومی داشته باشد.
یکی از روشهایی که کارخانهها کمتر از ظرفیت آن استفاده میکنند، تولید محتوای تخصصی است.
محتوا فقط برای سرگرمی نیست.
یک کارخانه میتواند درباره مشکلاتی که مشتریانش با آنها مواجه هستند، راهکارهای فنی، نحوه انتخاب محصول، اشتباهات رایج، مقایسه تجهیزات و نکات خرید صنعتی محتوا تولید کند.
مثلاً یک تولیدکننده تجهیزات میتواند مقالهای درباره «نکات انتخاب تجهیزات خط تولید» منتشر کند.
کسی که چنین مقالهای را جستوجو میکند، احتمالاً به موضوع تجهیزات علاقهمند است.
اگر در پایان محتوا با کارخانه و محصولات آن نیز آشنا شود، احتمال تبدیل این مخاطب به مشتری افزایش پیدا میکند.
یکی از اشتباهات رایج در محتوای صنعتی این است که تمام مطالب به معرفی کارخانه محدود شوند.
مثلاً:
ما بهترین هستیم.
ما باکیفیتترین محصول را داریم.
ما سابقه زیادی داریم.
ما بهترین قیمت را ارائه میدهیم.
این نوع محتوا معمولاً برای مخاطب جذابیت زیادی ندارد.
بهتر است بخشی از محتوا به مشکلات و نیازهای مشتری اختصاص پیدا کند.
مخاطب باید احساس کند محتوای شما قبل از اینکه بخواهد چیزی از شما بخرد، برای او ارزش ایجاد میکند.
همین ارزش میتواند پایه اعتماد باشد.
یکی از چالشهای اصلی کارخانهها این است که مشتریان صنعتی مناسب را پیدا کنند.
در بازارهای تخصصی، پیدا کردن شرکتهایی که دقیقاً در یک حوزه مشخص فعالیت میکنند همیشه ساده نیست.
اینجاست که استفاده از بسترهای تخصصی کسبوکار میتواند به فرآیند جستوجو کمک کند.
پینه با تمرکز بر معرفی و پیدا کردن کسبوکارها و مجموعههای صنعتی، میتواند یکی از مسیرهای شناخت بازار و پیدا کردن شرکتهای مرتبط باشد.
برای یک کارخانه، حضور درست در چنین بستری فقط به معنی داشتن یک نام و شماره تماس نیست.
اطلاعات شرکت باید به شکلی ارائه شود که مشتری بتواند سریع متوجه شود کارخانه چه محصولی تولید میکند، در چه حوزهای فعالیت دارد و آیا برای نیاز او مناسب است یا خیر.
به این ترتیب، پینه میتواند در کنار سایت اختصاصی کارخانه و سایر کانالهای بازاریابی، بخشی از مسیر حضور دیجیتال یک مجموعه صنعتی باشد.
اگر یک مشتری نام کارخانه را پیدا کند، اما اطلاعات کاملی درباره آن نبیند، احتمال دارد سراغ گزینه دیگری برود.
یک معرفی حرفهای باید به سؤالهای اصلی مشتری پاسخ دهد.
این کارخانه چه محصولی تولید میکند؟
برای چه صنایعی کار میکند؟
ظرفیت تولید آن چقدر است؟
محصولات چه مشخصاتی دارند؟
کارخانه در کجا قرار دارد؟
چگونه میتوان با آن تماس گرفت؟
آیا امکان همکاری عمده یا قراردادی وجود دارد؟
هرچه این اطلاعات واضحتر باشند، مرحله اول ارتباط سادهتر خواهد شد.
یکی از ارزشمندترین داراییهای یک کارخانه، مشتریان راضی هستند.
اگر یک شرکت از محصول یا خدمات کارخانه رضایت داشته باشد، احتمال معرفی آن به شرکتهای دیگر نیز وجود دارد.
اما نباید این موضوع را کاملاً به شانس واگذار کرد.
کارخانه میتواند بعد از یک همکاری موفق، از مشتری اجازه بگیرد که نام او را در بخش سوابق کاری یا پروژهها معرفی کند.
همچنین میتواند از مشتریان راضی بخواهد تجربه همکاری خود را به صورت کوتاه بیان کنند.
این موارد برای مشتری جدید ارزش زیادی دارند.
چون وقتی یک شرکت واقعی تجربه مثبتی از همکاری داشته، اعتماد اولیه مخاطب افزایش پیدا میکند.
برای بسیاری از محصولات صنعتی، دیدن نمونه واقعی بسیار مؤثرتر از یک متن تبلیغاتی است.
اگر کارخانه محصولاتی برای صنایع مختلف تولید کرده، بهتر است نمونه پروژهها و کاربردهای واقعی آنها را نمایش دهد.
این کار به مشتری کمک میکند بفهمد محصول فقط روی کاغذ وجود ندارد و در محیط واقعی نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
البته اطلاعات محرمانه مشتریان نباید بدون اجازه منتشر شود.
با وجود رشد بازاریابی دیجیتال، نمایشگاههای صنعتی همچنان میتوانند برای توسعه بازار مفید باشند.
در نمایشگاه، کارخانه فرصت دارد مستقیماً با مدیران خرید، مهندسان، مدیران کارخانهها و فعالان صنعت ارتباط برقرار کند.
اما حضور در نمایشگاه نباید فقط به آماده کردن غرفه محدود شود.
قبل از نمایشگاه باید مشخص شود چه نوع مشتریانی هدف هستند.
در زمان نمایشگاه اطلاعات تماس مشتریان بالقوه باید به شکل منظم ثبت شود.
بعد از نمایشگاه نیز پیگیریها باید انجام شوند.
بسیاری از فرصتهای فروش نه در همان روز نمایشگاه، بلکه در هفتهها و ماههای بعد ایجاد میشوند.
تماس تلفنی هنوز یکی از ابزارهای کاربردی در بازار صنعتی است؛ اما تماس بدون شناخت مشتری معمولاً نتیجه خوبی ندارد.
بهتر است قبل از تماس مشخص باشد شرکت موردنظر در چه صنعتی فعالیت میکند و چه ارتباطی با محصول کارخانه دارد.
وقتی تماس با شناخت قبلی انجام شود، گفتوگو نیز حرفهایتر خواهد بود.
هدف تماس اول لزوماً فروش فوری نیست.
گاهی هدف اصلی فقط پیدا کردن فرد تصمیمگیرنده، معرفی کوتاه شرکت و ایجاد فرصت برای ارسال اطلاعات بیشتر است.
ارسال یک پیام یکسان برای صدها شرکت معمولاً اثربخشی زیادی ندارد.
مشتری صنعتی میخواهد احساس کند پیام برای کسبوکار او ارسال شده است.
به جای اینکه فقط بگویید:
«ما تولیدکننده محصولات صنعتی هستیم و آماده همکاری هستیم.»
میتوان به حوزه فعالیت شرکت مقابل اشاره کرد و توضیح داد چرا محصول شما ممکن است برای آن مجموعه مفید باشد.
هرچه ارتباط مرتبطتر باشد، احتمال پاسخ نیز بیشتر میشود.
گاهی کارخانه برای پیدا کردن مشتری جدید بلافاصله قیمت خود را کاهش میدهد.
این کار ممکن است در کوتاهمدت مشتری ایجاد کند، اما همیشه بهترین استراتژی نیست.
مشتری صنعتی علاوه بر قیمت، کیفیت، زمان تحویل، ثبات تأمین، خدمات و اعتبار فروشنده را نیز بررسی میکند.
اگر کارخانه بتواند ارزش واقعی محصول خود را بهخوبی توضیح دهد، لزوماً مجبور نیست برای هر مشتری وارد رقابت قیمتی شود.
هدف، پیدا کردن مشتری مناسب است، نه صرفاً هر مشتری.
فرض کنید دو کارخانه محصول مشابهی ارائه میدهند.
یک کارخانه بعد از چند روز پاسخ میدهد و دیگری ظرف چند ساعت اطلاعات فنی و قیمت اولیه را ارسال میکند.
در بسیاری از مواقع، همین تفاوت میتواند روی تصمیم مشتری اثر بگذارد.
پاسخگویی سریع به این معنی نیست که باید بدون بررسی قیمت اعلام شود.
بلکه یعنی درخواست مشتری سریع ثبت شود، فرد مسئول مشخص باشد و فرآیند پاسخگویی منظم باشد.
در بازار B2B، سرعت و نظم میتوانند بخشی از تجربه مشتری باشند.
مشتری صنعتی معمولاً برای تصمیمگیری به اطلاعات بیشتری نسبت به مشتری عادی نیاز دارد.
مشخصات فنی، ابعاد، مواد اولیه، ظرفیت، شرایط استفاده، استانداردها و اطلاعات مربوط به نگهداری میتوانند در تصمیم خرید مؤثر باشند.
اگر مشتری برای دریافت هر اطلاعات ساده مجبور باشد چندین بار با فروشنده تماس بگیرد، احتمال دارد فرآیند خرید طولانی شود.
بهتر است اطلاعات مهم تا حد امکان به شکل منظم در اختیار مشتری قرار گیرد.
یکی از بزرگترین اشتباهات در فروش صنعتی این است که بعد از یک تماس یا ارسال قیمت، پیگیری متوقف شود.
ممکن است مشتری در همان لحظه آماده خرید نباشد.
شاید پروژه او چند ماه بعد شروع شود.
شاید هنوز در حال مقایسه تأمینکنندگان باشد.
یا شاید نیاز داشته باشد ابتدا از مدیر خود تأیید بگیرد.
بنابراین باید بین «مشتری نخرید» و «مشتری فعلاً آماده خرید نیست» تفاوت قائل شد.
یک سیستم ساده پیگیری میتواند فرصتهای فروش بیشتری ایجاد کند.
برای جذب مشتریان صنعتی همیشه لازم نیست مشتری کاملاً جدید پیدا کنید.
گاهی مشتریان قبلی بهترین فرصت رشد هستند.
اگر یک شرکت قبلاً محصولی از کارخانه خریداری کرده، احتمال دارد محصولات مرتبط دیگری نیز برای آن نیاز داشته باشد.
با بررسی سوابق خرید میتوان فرصتهای جدید را شناسایی کرد.
البته پیگیری باید بر اساس نیاز واقعی مشتری باشد، نه ارسال مداوم پیامهای تبلیغاتی.
ممکن است کارخانه محصولی تولید کند که فقط در یک صنعت خاص به فروش میرسد، در حالی که همان محصول کاربردهای دیگری نیز دارد.
مثلاً یک قطعه صنعتی ممکن است در چند نوع خط تولید قابل استفاده باشد.
بررسی کاربردهای مختلف محصول میتواند بازارهای جدیدی ایجاد کند.
گاهی افزایش فروش از طریق تولید محصول جدید اتفاق نمیافتد؛ بلکه از طریق پیدا کردن مشتریان جدید برای محصول فعلی اتفاق میافتد.
همه مشتریان بالقوه الزاماً مستقیماً از کارخانه خرید نمیکنند.
گاهی یک شرکت دیگر میتواند مسیر رسیدن شما به مشتری نهایی باشد.
برای مثال شرکتهای مهندسی، پیمانکاران، مجریان پروژهها و تأمینکنندگان تخصصی ممکن است محصولات کارخانه را به مشتریان خود معرفی کنند.
ایجاد ارتباط با این مجموعهها میتواند یک کانال جدید برای توسعه بازار ایجاد کند.
اگر کارخانه نداند کدام روش مشتری بیشتری ایجاد کرده، نمیتواند بودجه بازاریابی خود را بهدرستی مدیریت کند.
باید مشخص شود:
چند مشتری از سایت آمدهاند؟
چند نفر از نمایشگاه تماس گرفتهاند؟
چند درخواست از طریق پینه ایجاد شده؟
چند مشتری از معرفی مشتریان قبلی آمدهاند؟
چند تماس به جلسه یا مذاکره تبدیل شده است؟
چند مذاکره به قرارداد رسیده است؟
این اطلاعات به کارخانه کمک میکند روی روشهایی سرمایهگذاری کند که واقعاً نتیجه میدهند.
بعضی کارخانهها با وجود داشتن محصول خوب، به دلیل اشتباهات بازاریابی مشتری کافی پیدا نمیکنند.
یکی از این اشتباهات، معرفی بسیار ضعیف شرکت است.
اشتباه دیگر، نداشتن حضور آنلاین مناسب است.
برخی کارخانهها نیز فقط زمانی به بازاریابی فکر میکنند که فروش کاهش پیدا کرده باشد.
در حالی که بازاریابی باید یک فعالیت مداوم باشد.
پاسخگویی دیرهنگام، اطلاعات فنی ناقص، قیمتگذاری بدون استراتژی و نداشتن پیگیری نیز میتوانند بخشی از فرصتهای فروش را از بین ببرند.
اگر یک کارخانه امروز بخواهد فرآیند جذب مشتریان صنعتی را جدیتر دنبال کند، بهتر است از چند اقدام پایه شروع کند.
ابتدا مشتری هدف را مشخص کند.
بعد مزیت اصلی محصولات خود را تعریف کند.
اطلاعات شرکت و محصولات را در سایت و بسترهای تخصصی کامل کند.
محتوای کاربردی و تخصصی تولید کند.
مشتریان بالقوه را شناسایی کند.
ارتباط مستقیم و هدفمند ایجاد کند.
پیگیری منظم داشته باشد.
و در نهایت نتایج هر روش را اندازهگیری کند.
لازم نیست همه این فعالیتها از روز اول با بودجه سنگین انجام شوند.
مهمتر از حجم هزینه، نظم و استمرار است.
جذب مشتریان صنعتی برای یک کارخانه فقط به معنی تبلیغ بیشتر نیست.
مشتری صنعتی قبل از خرید معمولاً تحقیق میکند، اطلاعات فنی میخواهد، اعتبار تأمینکننده را بررسی میکند و به عواملی مانند کیفیت، قیمت، ظرفیت، زمان تحویل و سابقه همکاری توجه دارد.
به همین دلیل کارخانهای که میخواهد مشتریان بیشتری جذب کند باید از یک طرف محصول و توانایی واقعی خود را بهخوبی معرفی کند و از طرف دیگر، حضور مناسبی در مسیر جستوجوی مشتری داشته باشد.
سایت حرفهای، سئو، محتوای تخصصی، نمایشگاههای صنعتی، تماس هدفمند، پیگیری مشتریان قبلی، همکاری با شرکتهای مکمل و استفاده از بسترهای تخصصی مانند پینه میتوانند در کنار یکدیگر یک سیستم منظم برای توسعه بازار ایجاد کنند.
در نهایت، هدف نباید فقط افزایش تعداد مشتریان باشد؛ هدف اصلی پیدا کردن مشتریان صنعتی مناسب، تبدیل آنها به مشتری واقعی و ساختن رابطهای بلندمدت و سودآور با آنهاست.

بررسی نگهداری و تعمیرات صنعتی

ورود به بازار جدید چگونه انجام می شود؟

شهرک صنعتی چگونه در رشد کارخانه ها تاثیر می ...

رشد فروش کارخانه به چه عواملی بستگی دارد؟

خرید تجهیزات صنعتی به چه صورت است؟