صلوات صلوات
ورژن 1.0.3 نصب وب اپلیکیشن
زبان:
تم سایت

چگونه یک کارخانه را برای ورود به بازارهای جدید آماده کنیم؟

ورود به بازار جدید چگونه انجام می شود؟

رشد یک کارخانه همیشه با افزایش تولید اتفاق نمی‌افتد.

گاهی کارخانه ظرفیت تولید بیشتری پیدا کرده، تجهیزات جدید خریده یا نیروی انسانی خود را افزایش داده است، اما بازار فعلی دیگر ظرفیت کافی برای جذب محصولات بیشتر را ندارد.

در چنین شرایطی، یکی از منطقی‌ترین مسیرهای رشد، ورود به بازار جدید است.

اما ورود به یک بازار جدید به سادگی پیدا کردن چند مشتری تازه نیست.

بازار جدید یعنی ورود به محیطی که کارخانه ممکن است شناخت کافی از مشتریان، رقبا، قیمت‌ها، کانال‌های فروش و حتی نیازهای واقعی آن نداشته باشد.

ممکن است محصولی که در بازار فعلی بسیار موفق است، در بازار جدید مشتری کافی نداشته باشد.

ممکن است قیمت فعلی برای بازار جدید مناسب نباشد.

حتی ممکن است کارخانه محصول خوبی داشته باشد اما نتواند آن را به شکل مناسبی به مشتریان جدید معرفی کند.

بنابراین قبل از ورود به بازار جدید، کارخانه باید از چند جهت آماده شود.

باید بازار را بشناسد، مشتری را بررسی کند، رقبا را تحلیل کند، ظرفیت تولید را ارزیابی کند، قیمت‌گذاری را بازنگری کند و برای فروش و بازاریابی برنامه مشخصی داشته باشد.

در این مقاله از ابتدا بررسی می‌کنیم که چگونه یک کارخانه را برای ورود به بازارهای جدید آماده کنیم و چه اشتباهاتی می‌تواند باعث شکست این مسیر شود.

ورود به بازار جدید دقیقاً یعنی چه؟

وقتی درباره ورود کارخانه به بازار جدید صحبت می‌کنیم، الزاماً منظور یک کشور یا شهر جدید نیست.

بازار جدید می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد.

مثلاً یک کارخانه که تاکنون فقط به تولیدکنندگان تجهیزات صنعتی فروش داشته، تصمیم بگیرد محصولات خود را به شرکت‌های ساختمانی نیز عرضه کند.

یا کارخانه‌ای که فقط در یک استان فعالیت می‌کند، وارد استان‌های دیگر شود.

حتی ممکن است یک کارخانه بخشی از محصولات خود را برای یک صنعت کاملاً متفاوت طراحی کند.

بنابراین بازار جدید می‌تواند بر اساس مشتری، صنعت، منطقه جغرافیایی یا کاربرد محصول تعریف شود.

این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ چون نوع آماده‌سازی کارخانه به نوع بازار جدید وابسته است.

ورود به یک استان جدید با ورود به بازار صادراتی یکسان نیست.

همان‌طور که فروش محصول فعلی به یک صنعت جدید با تولید محصول کاملاً جدید تفاوت دارد.

چرا کارخانه‌ها به بازارهای جدید نیاز پیدا می‌کنند؟

دلایل مختلفی می‌تواند یک کارخانه را به فکر توسعه بازار بیندازد.

یکی از مهم‌ترین دلایل، محدود شدن بازار فعلی است.

فرض کنید یک کارخانه سال‌ها به گروه مشخصی از مشتریان فروش داشته است.

در ابتدا فروش رشد می‌کند، اما بعد از مدتی بیشتر مشتریان بالقوه به مشتری تبدیل شده‌اند.

در چنین شرایطی افزایش بیشتر فروش در همان بازار دشوار می‌شود.

عامل دیگر، افزایش ظرفیت تولید است.

ممکن است کارخانه خط تولید جدید راه‌اندازی کرده باشد و اکنون بتواند محصولات بیشتری تولید کند.

اگر بازار فعلی نتواند این ظرفیت را جذب کند، کارخانه به بازارهای تازه نیاز خواهد داشت.

تغییر شرایط اقتصادی نیز می‌تواند عامل دیگری باشد.

اگر تقاضا در یک صنعت کاهش پیدا کند، وابستگی کامل کارخانه به همان صنعت می‌تواند خطرناک باشد.

توسعه بازار به کارخانه کمک می‌کند منابع درآمدی متنوع‌تری داشته باشد.

ورود به بازار جدید

قبل از ورود به بازار جدید، ظرفیت کارخانه را بررسی کنید

یکی از اولین اشتباهات این است که کارخانه قبل از بررسی ظرفیت داخلی، به سراغ بازار جدید برود.

بازار جدید ممکن است سفارش‌های زیادی ایجاد کند.

اما آیا کارخانه می‌تواند این سفارش‌ها را تولید و تحویل دهد؟

اگر پاسخ منفی باشد، ورود موفق به بازار جدید بسیار دشوار خواهد شد.

باید مشخص شود:

ظرفیت واقعی تولید چقدر است؟

حداکثر ظرفیت قابل افزایش چقدر است؟

مواد اولیه به اندازه کافی وجود دارد؟

تجهیزات توان تولید بیشتر را دارند؟

نیروی انسانی کافی است؟

انبار ظرفیت لازم را دارد؟

حمل‌ونقل چگونه انجام خواهد شد؟

و زمان تحویل قابل قبول چقدر خواهد بود؟

اگر کارخانه برای این پرسش‌ها پاسخ مشخصی نداشته باشد، بهتر است ابتدا ظرفیت داخلی را آماده کند.

محصول را برای بازار جدید بررسی کنید

اینکه یک محصول در بازار فعلی موفق است، تضمین نمی‌کند در بازار جدید هم موفق باشد.

مشتریان بازار جدید ممکن است نیازهای متفاوتی داشته باشند.

ممکن است مشخصات فنی خاصی بخواهند.

ممکن است بسته‌بندی متفاوتی نیاز داشته باشند.

حتی ممکن است استاندارد یا گواهی خاصی برای خرید محصول لازم باشد.

بنابراین قبل از ورود به بازار جدید باید مشخص شود محصول فعلی تا چه اندازه با نیازهای بازار هدف هماهنگ است.

گاهی تغییر کوچک در محصول می‌تواند شانس موفقیت را افزایش دهد.

گاهی نیز لازم است محصول کاملاً بازطراحی شود.

مشتری بازار جدید را دقیق بشناسید

مهم‌ترین سؤال در توسعه بازار این است:

قرار است محصول را به چه کسی بفروشیم؟

«بازار صنعتی» پاسخ کافی نیست.

باید مشخص شود مشتری دقیقاً چه نوع شرکتی است.

کارخانه بزرگ؟

کارگاه تولیدی؟

شرکت پیمانکاری؟

توزیع‌کننده؟

عمده‌فروش؟

شرکت بازرگانی؟

یا یک تولیدکننده دیگر؟

هرکدام از این مشتریان رفتار خرید متفاوتی دارند.

مشتری صنعتی بزرگ ممکن است ماه‌ها قبل از خرید، تأمین‌کنندگان را بررسی کند.

یک کارگاه کوچک ممکن است سریع‌تر تصمیم بگیرد.

بنابراین فرآیند فروش باید متناسب با مشتری طراحی شود.

مشکل مشتری جدید را پیدا کنید

فروش موفق فقط معرفی محصول نیست.

باید بدانید محصول شما قرار است چه مشکلی را برای مشتری حل کند.

برای مثال، اگر کارخانه‌ای قطعه صنعتی تولید می‌کند، مشتری ممکن است مشکل اصلی‌اش کمبود قطعه نباشد.

شاید مشکل اصلی او تأخیر در تحویل باشد.

اگر کارخانه بتواند تحویل سریع‌تر و مطمئن‌تری ارائه دهد، مزیت رقابتی ایجاد می‌کند.

بنابراین قبل از ورود به بازار جدید باید مشخص شود:

مشتری چه مشکلی دارد؟

اکنون چگونه این مشکل را حل می‌کند؟

از چه تأمین‌کنندگانی خرید می‌کند؟

از محصولات فعلی چه ناراضی است؟

و حاضر است برای چه ارزش بیشتری هزینه کند؟

رقبا را قبل از ورود بررسی کنید

ورود به بازار بدون شناخت رقبا یکی از پرریسک‌ترین تصمیم‌هاست.

باید بدانید چه شرکت‌هایی در حال حاضر به مشتریان بازار هدف فروش دارند.

اما بررسی رقبا فقط به پیدا کردن نام آنها محدود نمی‌شود.

باید محصولات، قیمت، کیفیت، زمان تحویل، خدمات، اعتبار، روش فروش و نقاط قوت و ضعف آنها را نیز بررسی کرد.

اگر مشتری بازار جدید سال‌هاست از یک تأمین‌کننده معتبر خرید می‌کند، شما باید دلیل مشخصی برای تغییر تأمین‌کننده به او ارائه کنید.

صرفاً گفتن «محصول ما خوب است» کافی نیست.

مزیت رقابتی کارخانه را مشخص کنید

قبل از ورود به بازار جدید باید جواب یک سؤال ساده اما بسیار مهم را بدانید:

چرا مشتری باید از کارخانه ما خرید کند؟

ممکن است پاسخ شما قیمت پایین‌تر باشد.

اما این مزیت همیشه پایدار نیست.

رقیب می‌تواند قیمت خود را کاهش دهد.

مزیت بهتر می‌تواند ترکیبی از چند عامل باشد.

مثلاً:

کیفیت ثابت

تحویل سریع

تولید سفارشی

ظرفیت بالا

پشتیبانی فنی

تأمین پایدار

انعطاف در سفارش

خدمات پس از فروش

یا تخصص در یک حوزه خاص.

هر کارخانه باید مزیتی را انتخاب کند که واقعاً توان ارائه آن را داشته باشد.

آیا قیمت فعلی برای بازار جدید مناسب است؟

قیمت‌گذاری باید دوباره بررسی شود.

ممکن است هزینه تولید همان محصول ثابت باشد اما هزینه رساندن آن به بازار جدید افزایش پیدا کند.

هزینه حمل‌ونقل، بسته‌بندی، انبارداری، نمایندگی، بازاریابی و خدمات پس از فروش می‌تواند قیمت نهایی را تغییر دهد.

از طرف دیگر، ممکن است بازار جدید قیمت پایین‌تری نسبت به بازار فعلی داشته باشد.

پس نباید قیمت قبلی را بدون بررسی به بازار جدید منتقل کرد.

قیمت باید با شرایط رقابتی بازار هدف هماهنگ شود.

هزینه واقعی ورود را محاسبه کنید

یکی از اشتباهات رایج این است که کارخانه فقط هزینه تولید محصول را محاسبه می‌کند.

در حالی که ورود به بازار جدید هزینه‌های دیگری نیز دارد.

ممکن است لازم باشد:

بازاریابی انجام شود.

نماینده فروش استخدام شود.

نمونه محصول ارسال شود.

در نمایشگاه شرکت شود.

بسته‌بندی تغییر کند.

گواهی جدید دریافت شود.

وب‌سایت یا کاتالوگ به‌روزرسانی شود.

هزینه حمل‌ونقل افزایش پیدا کند.

یا نیروی فروش جدید آموزش ببیند.

همه این هزینه‌ها باید قبل از تصمیم‌گیری محاسبه شوند.

بازار جدید را ابتدا کوچک آزمایش کنید

لازم نیست کارخانه از همان روز اول سرمایه زیادی برای ورود به بازار جدید اختصاص دهد.

یکی از روش‌های کم‌ریسک‌تر، آزمایش بازار در مقیاس محدود است.

مثلاً به جای هدف‌گذاری برای صد مشتری، ابتدا با چند مشتری بالقوه مذاکره شود.

نمونه محصول ارائه شود.

بازخورد گرفته شود.

اولین سفارش‌ها بررسی شوند.

موانع فروش شناسایی شوند.

سپس بر اساس نتایج، سرمایه‌گذاری افزایش پیدا کند.

این روش کمک می‌کند کارخانه قبل از صرف هزینه زیاد، فرضیات خود را آزمایش کند.

مشتریان اولیه اهمیت زیادی دارند

اولین مشتریان بازار جدید فقط خریدار نیستند.

آنها می‌توانند منبع اطلاعات باشند.

اگر مشتری اولیه محصول را آزمایش کند، می‌تواند درباره کیفیت، قیمت، بسته‌بندی، خدمات و زمان تحویل بازخورد بدهد.

این اطلاعات برای اصلاح استراتژی ورود به بازار بسیار ارزشمند است.

به همین دلیل نباید صرفاً به دنبال گرفتن اولین سفارش بود.

باید تلاش کرد از مشتریان اولیه یاد گرفت.

نمونه محصول می‌تواند مانع ورود مشتری را کاهش دهد

در بازار صنعتی، مشتری معمولاً نمی‌خواهد بدون شناخت محصول، سفارش بزرگی ثبت کند.

به همین دلیل ارائه نمونه یا اجرای یک سفارش آزمایشی می‌تواند مفید باشد.

مشتری با این روش می‌تواند کیفیت محصول را بررسی کند.

کارخانه نیز می‌تواند توانایی خود را در تحویل و خدمات آزمایش کند.

اگر این مرحله موفق باشد، احتمال تبدیل همکاری آزمایشی به قرارداد بلندمدت افزایش پیدا می‌کند.

تیم فروش باید برای بازار جدید آماده شود

ورود به بازار جدید بدون آماده‌سازی تیم فروش نتیجه مطلوبی نخواهد داشت.

فروشنده باید محصول را بشناسد.

اما کافی نیست.

باید بازار جدید را نیز بشناسد.

باید بداند مشتریان چه کسانی هستند.

رقبا چه مزیتی دارند.

چه اعتراض‌هایی ممکن است مطرح شود.

قیمت چگونه توضیح داده شود.

و چرا مشتری باید از کارخانه خرید کند.

اگر تیم فروش نتواند این موارد را به شکل حرفه‌ای منتقل کند، حتی محصول خوب نیز ممکن است فروش مناسبی نداشته باشد.

بازاریابی صنعتی قبل از فروش شروع می‌شود

در بازار B2B، مشتری معمولاً قبل از تماس با فروشنده تحقیق می‌کند.

ممکن است نام کارخانه را جست‌وجو کند.

محصولات را بررسی کند.

رقبا را مقایسه کند.

نظرات سایر مشتریان را بخواند.

مشخصات فنی را بررسی کند.

بنابراین کارخانه باید قبل از تماس مشتری، حضور مناسبی در فضای دیجیتال داشته باشد.

سایت، محتوای تخصصی، شبکه‌های حرفه‌ای و پلتفرم‌های صنعتی می‌توانند در این مرحله نقش داشته باشند.

نقش سئو در ورود کارخانه به بازار جدید

وقتی کارخانه وارد بازار جدید می‌شود، باید کاری کند که مشتریان آن بازار بتوانند به راحتی پیدایش کنند.

سئو می‌تواند یکی از ابزارهای این کار باشد.

فرض کنید کارخانه‌ای قصد دارد وارد یک صنعت جدید شود.

می‌تواند محتوای تخصصی مرتبط با نیازهای آن صنعت تولید کند.

مثلاً درباره مشکلات رایج، روش انتخاب محصول، مشخصات فنی، مقایسه راهکارها و نکات خرید بنویسد.

با گذشت زمان، این محتوا می‌تواند مخاطبانی را جذب کند که به دنبال راه‌حل یا تأمین‌کننده هستند.

به این ترتیب، سئو می‌تواند بخشی از فرآیند ورود به بازار جدید باشد، نه صرفاً روشی برای افزایش بازدید سایت.

پینه و پیدا کردن فرصت‌های جدید

برای ورود به بازار جدید، کارخانه به شناخت کسب‌وکارهای فعال در بازار هدف نیاز دارد.

در این مرحله، پینه می‌تواند به عنوان یکی از ابزارهای ارتباط و معرفی کسب‌وکارهای صنعتی مورد استفاده قرار گیرد.

کارخانه می‌تواند حضور خود را در پینه تقویت کند، محصولات و توانمندی‌هایش را معرفی کند و از این طریق شانس دیده‌شدن در میان تولیدکنندگان، خریداران و سایر فعالان صنعتی را افزایش دهد.

البته حضور در پینه زمانی بیشترین اثر را خواهد داشت که اطلاعات کارخانه کامل و حرفه‌ای باشد.

نام محصولات، حوزه فعالیت، توان تولید و راه‌های ارتباطی باید به شکل واضح معرفی شوند.

برای هر بازار یک پیام فروش مشخص بسازید

اشتباه دیگر این است که کارخانه برای همه بازارها دقیقاً یک پیام تبلیغاتی داشته باشد.

فرض کنید یک محصول در دو صنعت مختلف استفاده می‌شود.

نیازهای این دو صنعت ممکن است متفاوت باشد.

پس بهتر است پیام فروش متناسب با دغدغه هر گروه تنظیم شود.

برای یک مشتری، کاهش هزینه مهم است.

برای مشتری دیگر، کیفیت و دوام.

برای مشتری دیگری، سرعت تحویل.

هر بازار باید پیام مخصوص خود را داشته باشد.

ورود به بازار جدید

بازار جدید را از نظر جغرافیایی هم بررسی کنید

اگر کارخانه قصد دارد وارد یک منطقه جغرافیایی جدید شود، فاصله و هزینه حمل‌ونقل بسیار مهم است.

باید مشخص شود:

مشتریان اصلی در کدام مناطق قرار دارند؟

هزینه ارسال محصول چقدر است؟

آیا نمایندگی لازم است؟

آیا انبار محلی نیاز است؟

زمان تحویل قابل قبول چقدر است؟

آیا امکان ارسال مستقیم وجود دارد؟

این موارد می‌توانند روی سودآوری بازار جدید اثر زیادی داشته باشند.

ورود به بازار صادراتی پیچیده‌تر است

اگر منظور از بازار جدید، بازار خارجی باشد، آماده‌سازی بسیار گسترده‌تر می‌شود.

کارخانه باید موضوعاتی مانند استانداردهای کشور مقصد، قوانین واردات، بسته‌بندی، حمل‌ونقل بین‌المللی، روش دریافت وجه، ریسک ارزی و الزامات گمرکی را بررسی کند.

بنابراین صادرات نباید صرفاً به این دلیل انتخاب شود که بازار داخلی رقابتی شده است.

بازار خارجی باید مانند یک پروژه مستقل بررسی شود.

استاندارد و کیفیت را جدی بگیرید

هر بازار ممکن است الزامات خاص خود را داشته باشد.

اگر کارخانه محصولی را برای یک بازار جدید تولید می‌کند، باید مشخص شود آیا استاندارد یا گواهی خاصی موردنیاز است یا خیر.

حتی اگر الزام قانونی وجود نداشته باشد، داشتن استانداردهای معتبر می‌تواند اعتماد مشتریان صنعتی را افزایش دهد.

کیفیت نیز باید قابل تکرار باشد.

مشتری جدید ممکن است اولین سفارش را قبول کند، اما اگر کیفیت سفارش دوم با سفارش اول متفاوت باشد، همکاری ادامه پیدا نمی‌کند.

خدمات پس از فروش را فراموش نکنید

ورود به بازار جدید فقط تا زمان فروش محصول ادامه ندارد.

بعد از فروش تازه تجربه واقعی مشتری شروع می‌شود.

اگر محصول نیاز به نصب، آموزش، تعمیر، تأمین قطعات یا پشتیبانی دارد، کارخانه باید از قبل برای آن برنامه داشته باشد.

مشتری جدید باید بداند بعد از خرید نیز تنها نخواهد ماند.

این موضوع در محصولات صنعتی اهمیت بسیار بیشتری دارد.

شاخص‌های موفقیت را از قبل تعیین کنید

قبل از شروع پروژه ورود به بازار جدید باید مشخص شود موفقیت دقیقاً یعنی چه.

آیا هدف رسیدن به ۱۰ مشتری جدید است؟

آیا هدف فروش یک مقدار مشخص است؟

آیا هدف ورود به یک صنعت خاص است؟

یا کارخانه می‌خواهد در یک منطقه جغرافیایی شناخته شود؟

بدون شاخص مشخص، ممکن است کارخانه هزینه زیادی انجام دهد اما نداند پروژه موفق بوده یا نه.

شاخص‌ها باید قابل اندازه‌گیری باشند.

از بازار جدید بدون برنامه خارج نشوید

گاهی یک کارخانه بعد از چند ماه فعالیت در بازار جدید به نتیجه مطلوب نمی‌رسد و فوراً پروژه را متوقف می‌کند.

اما قبل از این تصمیم باید علت بررسی شود.

شاید محصول مناسب بوده اما قیمت اشتباه بوده است.

شاید مشتری مناسب انتخاب نشده است.

شاید تیم فروش پیگیری کافی انجام نداده است.

شاید بازار به زمان بیشتری برای اعتماد نیاز داشته باشد.

پس شکست یک روش فروش لزوماً به معنی شکست کل بازار نیست.

گاهی فقط استراتژی ورود باید اصلاح شود.

جمع‌بندی

ورود به بازار جدید برای یک کارخانه می‌تواند فرصت بزرگی برای افزایش فروش، استفاده بهتر از ظرفیت تولید و کاهش وابستگی به یک بازار محدود باشد؛ اما این مسیر بدون برنامه می‌تواند هزینه‌بر و پرریسک شود.

کارخانه قبل از ورود باید ظرفیت تولید، محصول، مشتری، رقبا، قیمت، هزینه‌های جانبی، تیم فروش، بازاریابی و خدمات پس از فروش را بررسی کند.

همچنین بهتر است بازار جدید ابتدا در مقیاس محدود آزمایش شود تا کارخانه قبل از سرمایه‌گذاری بزرگ، رفتار مشتری و شرایط واقعی بازار را بشناسد.