صلوات صلوات
ورژن 1.0.3 نصب وب اپلیکیشن
زبان:
تم سایت

15 مشکل پنهان کارخانه ها که باعث افزایش هزینه تولید می شوند

مشکلات پنهان کارخانه ها را در این مقاله بخوانید.

وقتی صحبت از افزایش هزینه تولید در یک کارخانه می‌شود، معمولاً اولین چیزهایی که بررسی می‌شوند قیمت مواد اولیه، حقوق کارکنان، هزینه انرژی و هزینه خرید یا نگهداری ماشین‌آلات هستند. این موارد مهم‌اند، اما همیشه دلیل اصلی بالا رفتن هزینه تمام‌شده محصول نیستند.

بخش قابل توجهی از هزینه ممکن است در قسمت‌هایی ایجاد شود که در نگاه اول چندان مهم به نظر نمی‌رسند.

یک دستگاه که هر روز چند دقیقه بدون دلیل مشخص متوقف می‌شود، محصولی که برای اصلاح دوباره وارد خط تولید می‌شود، موادی که مدت زیادی در انبار می‌مانند، کارمندی که بخشی از زمان کاری خود را صرف جست‌وجوی ابزار می‌کند یا برنامه‌ای که مرتب تغییر می‌کند، همگی می‌توانند بخشی از منابع کارخانه را بدون ایجاد ارزش متناسب مصرف کنند.

مشکل اینجاست که این اتفاق‌ها معمولاً یک‌باره و با رقم بزرگ رخ نمی‌دهند.

آنها به صورت قطره‌ای هزینه ایجاد می‌کنند.

همین موضوع باعث می‌شود تشخیص مشکلات پنهان کارخانه ها برای مدیران اهمیت زیادی داشته باشد. ممکن است کارخانه از نظر ظاهری فعال باشد، سفارش‌ها را تحویل دهد و خط تولید نیز متوقف نشده باشد، اما همچنان بخشی از ظرفیت آن در حال هدر رفتن باشد.

به همین دلیل، کاهش هزینه تولید فقط به معنای پیدا کردن مواد اولیه ارزان‌تر یا گرفتن تخفیف از تأمین‌کنندگان نیست.

گاهی باید به خود فرآیند تولید نگاه کرد و پرسید:

کدام بخش از منابع کارخانه بدون اینکه متوجه باشیم در حال هدر رفتن است؟

در ادامه ۱۵ مورد از مهم‌ترین مشکلاتی را بررسی می‌کنیم که می‌توانند هزینه واقعی تولید را افزایش دهند.

۱. توقف‌های کوتاه و تکراری خط تولید

یکی از مشکلاتی که به‌راحتی می‌تواند نادیده گرفته شود، توقف‌های کوتاه خط تولید است.

وقتی یک دستگاه برای چند ساعت از کار می‌افتد، همه متوجه مشکل می‌شوند. اما توقف‌های دو، سه یا پنج دقیقه‌ای معمولاً جدی گرفته نمی‌شوند.

ممکن است دستگاه برای تنظیم مجدد متوقف شود، اپراتور منتظر یک قطعه بماند یا مواد اولیه با تأخیر به محل تولید برسد.

هرکدام از این اتفاق‌ها کوچک هستند؛ اما تکرار آنها می‌تواند زمان قابل توجهی از ظرفیت تولید را از بین ببرد.

فرض کنید یک خط تولید در طول هر شیفت چندین بار برای مدت کوتاهی متوقف شود. در پایان ماه، مجموع این توقف‌ها ممکن است به ساعت‌ها زمان از دست‌رفته تبدیل شود.

برای همین، یکی از راه‌های شناخت مشکلات پنهان کارخانه ها این است که حتی توقف‌های کوچک نیز ثبت شوند.

فقط دانستن اینکه «خط متوقف شد» کافی نیست.

باید مشخص شود چرا متوقف شد و آیا همان علت قبلاً هم اتفاق افتاده است یا خیر.

گاهی حل یک مشکل کوچک و تکرارشونده می‌تواند ظرفیت تولید را بدون خرید هیچ دستگاه جدیدی افزایش دهد.

۲. استفاده نکردن از ظرفیت واقعی ماشین‌آلات

ماشینی که روشن است الزاماً با ظرفیت مناسب کار نمی‌کند.

ممکن است یک دستگاه در تمام طول شیفت فعال باشد، اما خروجی آن کمتر از چیزی باشد که با توجه به شرایط فنی و طراحی دستگاه انتظار می‌رود.

این مسئله ممکن است به دلیل تنظیمات نادرست، فرسودگی قطعات، کیفیت مواد اولیه، مهارت اپراتور یا ناهماهنگی میان مراحل تولید ایجاد شود.

در چنین شرایطی، کارخانه همچنان هزینه‌های مربوط به دستگاه، انرژی، فضا و نیروی انسانی را پرداخت می‌کند؛ اما تعداد محصولات کمتری تولید می‌شود.

بنابراین قبل از اینکه مدیر کارخانه تصمیم به خرید تجهیزات جدید بگیرد، بهتر است ظرفیت واقعی تجهیزات فعلی را بررسی کند.

مشکلات پنهان کارخانه ها

گاهی مشکل کمبود ماشین‌آلات نیست؛ بلکه استفاده ناکافی از ماشین‌آلات موجود است.

۳. دوباره‌کاری محصولات

محصولی که بعد از پایان تولید نیاز به اصلاح دارد، برای کارخانه گران‌تر از محصولی تمام شده که از همان ابتدا درست تولید شده است.

دوباره‌کاری یعنی استفاده مجدد از زمان کارکنان، دستگاه‌ها، مواد مصرفی و ظرفیت خط تولید.

فرض کنید یک قطعه به دلیل یک خطای کوچک نیاز به اصلاح داشته باشد. شاید اصلاح همان قطعه فقط چند دقیقه زمان ببرد.

اما اگر این اتفاق برای صدها یا هزاران قطعه تکرار شود، دیگر نمی‌توان آن را یک اتفاق جزئی دانست.

به همین دلیل باید به جای تمرکز صرف بر تعداد محصولات اصلاح‌شده، علت ایجاد آنها بررسی شود.

اگر مشکل از مواد اولیه است، باید تأمین‌کننده بررسی شود.

اگر تنظیم دستگاه مشکل دارد، تنظیمات باید اصلاح شوند.

اگر دستورالعمل کار واضح نیست، فرآیند باید بازطراحی شود.

هدف اصلی نباید فقط «اصلاح محصول خراب» باشد؛ هدف باید جلوگیری از تولید محصول خراب باشد.

۴. ضایعاتی که دیگر کسی به آنها توجه نمی‌کند

ضایعات بخشی از بسیاری از فرآیندهای صنعتی هستند، اما این موضوع نباید باعث شود هر میزان ضایعات را طبیعی بدانیم.

یکی از خطرناک‌ترین حالت‌ها زمانی است که مقدار مشخصی ضایعات به یک عادت تبدیل شود.

مثلاً اگر کارکنان بدانند در پایان هر شیفت مقدار مشخصی مواد دور ریخته می‌شود، ممکن است به مرور زمان دیگر کسی درباره دلیل آن سؤال نکند.

در حالی که شاید بتوان بخشی از این ضایعات را با تغییر فرآیند کاهش داد.

هزینه ضایعات نیز فقط به قیمت ماده اولیه محدود نمی‌شود.

برای تولید محصولی که در نهایت دور ریخته شده، زمان ماشین، انرژی، نیروی انسانی و فضای تولید هم مصرف شده است.

بنابراین کاهش ضایعات می‌تواند تأثیر مستقیمی روی کاهش هزینه تولید داشته باشد.

۵. انبار بیش از اندازه

بعضی مدیران تصور می‌کنند انبار پر یعنی کارخانه برای آینده آماده است.

گاهی این تصور درست است؛ اما همیشه نه.

اگر مواد اولیه یا قطعات بسیار بیشتر از نیاز واقعی خریداری شوند، مقدار زیادی سرمایه در انبار قفل می‌شود.

علاوه بر سرمایه خوابیده، انبار نیاز به فضا، نیروی انسانی، کنترل و جابه‌جایی دارد.

برخی مواد نیز ممکن است در طول زمان کیفیت خود را از دست بدهند یا دیگر با نیاز تولید هماهنگ نباشند.

البته کاهش بیش از حد موجودی نیز خطرناک است. اگر مواد اولیه به‌موقع نرسند، ممکن است خط تولید متوقف شود.

بنابراین مسئله اصلی، انتخاب یک سطح منطقی از موجودی است؛ نه پر بودن انبار و نه خالی بودن آن.

۶. زمان تلف‌شده کارکنان

زمان نیروی انسانی یکی از منابع مهم کارخانه است.

اما برخلاف مواد اولیه، اتلاف زمان همیشه به شکل واضح ثبت نمی‌شود.

ممکن است یک کارمند چند دقیقه برای پیدا کردن ابزار منتظر بماند.

یک اپراتور برای دریافت مواد اولیه از محل دیگری برود.

یک مسئول تولید منتظر تأیید یک تصمیم بماند.

هرکدام از این موارد کوچک هستند، اما اگر مرتب اتفاق بیفتند، مجموع آنها قابل توجه می‌شود.

مدیریت هزینه فقط به معنای کاهش تعداد کارکنان نیست.

گاهی می‌توان بدون کاهش نیروی انسانی، با بهتر کردن فرآیندها مقدار زمان مفید کاری را افزایش داد.

۷. جابه‌جایی‌های غیرضروری در داخل کارخانه

مسیر حرکت مواد و کارکنان می‌تواند روی هزینه تولید اثر بگذارد.

اگر مواد اولیه قبل از رسیدن به خط تولید چند بار جابه‌جا شوند یا محصول نیمه‌ساخته مسیر طولانی بین دو مرحله طی کند، بخشی از زمان و انرژی صرف حرکت‌هایی می‌شود که ارزش مستقیمی به محصول اضافه نمی‌کنند.

همین موضوع درباره کارکنان نیز صدق می‌کند.

اگر یک اپراتور مجبور باشد برای دریافت ابزار یا قطعه مرتب مسافت زیادی طی کند، زمان مفید او کاهش پیدا می‌کند.

گاهی بررسی ساده چیدمان کارخانه و مسیر حرکت مواد می‌تواند فرصت‌هایی برای کاهش این اتلاف ایجاد کند.

۸. برنامه‌ریزی ضعیف تولید

داشتن دستگاه‌های مناسب و نیروی انسانی کافی، بدون برنامه‌ریزی درست الزاماً به تولید اقتصادی منجر نمی‌شود.

اگر برنامه تولید مرتب تغییر کند، یک بخش ممکن است بیش از حد درگیر شود و بخش دیگری منتظر بماند.

ممکن است مواد اولیه برای یک سفارش آماده باشد، اما دستگاه مناسب درگیر سفارش دیگری باشد.

یا یک سفارش فوری باعث شود برنامه چند روز آینده به‌هم بخورد.

انعطاف‌پذیری برای کارخانه ضروری است، اما بی‌نظمی با انعطاف‌پذیری تفاوت دارد.

هرچه برنامه تولید بیشتر بر اساس اطلاعات واقعی درباره سفارش‌ها، ظرفیت تجهیزات، موجودی و زمان تحویل تنظیم شود، احتمال اتلاف منابع کمتر خواهد شد.

۹. تعمیرات فقط بعد از خراب شدن دستگاه

یکی دیگر از مشکلات پنهان کارخانه ها این است که تعمیرات فقط زمانی انجام شوند که دستگاه کاملاً از کار افتاده باشد.

این روش ممکن است در کوتاه‌مدت ساده به نظر برسد، اما خرابی ناگهانی می‌تواند هزینه بیشتری ایجاد کند.

وقتی یک دستگاه از کار می‌افتد، فقط هزینه تعمیر آن مطرح نیست.

ممکن است خط تولید متوقف شود، کارکنان منتظر بمانند، سفارش‌ها عقب بیفتند و برنامه تولید تغییر کند.

به همین دلیل نگهداری منظم تجهیزات اهمیت زیادی دارد.

هدف این نیست که تمام قطعات را زودتر از موعد تعویض کنیم؛ بلکه باید وضعیت تجهیزات را به شکل منظم بررسی کنیم تا مشکلات کوچک قبل از تبدیل شدن به خرابی بزرگ شناسایی شوند.

۱۰. آموزش ناکافی کارکنان

یک دستگاه پیشرفته زمانی می‌تواند بهترین عملکرد خود را داشته باشد که فرد استفاده‌کننده از آن نیز آموزش کافی دیده باشد.

اگر کارکنان روش صحیح کار با تجهیزات، تنظیمات، نکات ایمنی یا فرآیند کنترل کیفیت را به‌خوبی ندانند، احتمال خطا افزایش پیدا می‌کند.

این خطا ممکن است باعث خرابی محصول، افزایش ضایعات یا حتی آسیب به تجهیزات شود.

آموزش نباید فقط هنگام استخدام انجام شود.

با تغییر تجهیزات، فرآیندها و روش‌های تولید، نیازهای آموزشی کارکنان نیز تغییر می‌کنند.

۱۱. خرید بر اساس قیمت و نه هزینه واقعی

ارزان‌ترین تأمین‌کننده همیشه ارزان‌ترین انتخاب نیست.

ممکن است یک ماده اولیه با قیمت پایین خریداری شود، اما کیفیت آن باعث افزایش ضایعات و دوباره‌کاری شود.

یا یک قطعه ارزان‌تر باشد اما عمر کوتاه‌تری داشته باشد و نیاز به تعویض بیشتری پیدا کند.

بنابراین هنگام خرید صنعتی بهتر است فقط قیمت فاکتور بررسی نشود.

کیفیت، طول عمر، زمان تحویل، هزینه حمل، میزان خرابی و تأثیر محصول روی فرآیند تولید نیز باید در نظر گرفته شود.

۱۲. کنترل کیفیت در مرحله اشتباه

اگر کنترل کیفیت فقط در پایان خط تولید انجام شود، ممکن است کارخانه مقدار زیادی محصول را تولید کرده باشد که از ابتدا مشکل داشته‌اند.

هرچه خطا دیرتر شناسایی شود، منابع بیشتری برای تولید محصول معیوب مصرف شده است.

به همین دلیل در بسیاری از فرآیندها بهتر است کنترل‌ها در نقاط مهم تولید نیز انجام شوند.

هدف کنترل کیفیت فقط پیدا کردن محصول خراب نیست؛ بلکه باید تا حد امکان از ادامه پیدا کردن خطا جلوگیری کند.

۱۳. نبود اطلاعات دقیق برای تصمیم‌گیری

مدیری که نداند کدام محصول سودآورتر است، کدام دستگاه بیشترین توقف را دارد یا بیشترین ضایعات در کدام مرحله ایجاد می‌شود، مجبور است بخشی از تصمیم‌های خود را بر اساس حدس بگیرد.

ثبت اطلاعات درست می‌تواند این وضعیت را تغییر دهد.

اطلاعاتی مانند میزان تولید، توقف‌ها، ضایعات، دوباره‌کاری، مصرف مواد و زمان تحویل می‌توانند تصویر دقیق‌تری از عملکرد کارخانه ایجاد کنند.

عدد به‌تنهایی ارزش ندارد؛ مهم این است که از آن برای پیدا کردن مشکل و تصمیم‌گیری استفاده شود.

۱۴. تغییرات مداوم و بدون برنامه در فرآیند تولید

تغییر لازم است، اما تغییر بی‌برنامه می‌تواند هزینه ایجاد کند.

وقتی روش تولید مرتب تغییر کند، کارکنان باید خودشان را با شرایط جدید هماهنگ کنند، دستورالعمل‌ها تغییر کنند و احتمال خطا افزایش پیدا کند.

اگر هر تغییر بدون بررسی اثر آن روی سایر بخش‌ها انجام شود، ممکن است مشکلی که برای حل آن اقدام شده، مشکل دیگری ایجاد کند.

قبل از تغییر یک فرآیند بهتر است مشخص شود:

مشکل دقیق چیست؟

قرار است چه چیزی بهتر شود؟

چه هزینه‌ای ایجاد می‌شود؟

و چگونه می‌توان نتیجه تغییر را اندازه‌گیری کرد؟

مشکلات پنهان کارخانه ها

۱۵. نداشتن نگاه کلی به هزینه تولید

آخرین مورد شاید از همه مهم‌تر باشد.

گاهی هر بخش کارخانه فقط به هزینه خودش نگاه می‌کند.

واحد خرید می‌خواهد ارزان‌تر بخرد.

انبار می‌خواهد موجودی بیشتری داشته باشد.

تولید می‌خواهد سفارش‌ها را سریع‌تر تحویل دهد.

فروش می‌خواهد هر سفارش را قبول کند.

اما ممکن است تصمیم هر بخش، هزینه بخش دیگری را افزایش دهد.

مثلاً خرید ارزان‌تر می‌تواند ضایعات تولید را بالا ببرد.

افزایش موجودی می‌تواند سرمایه را قفل کند.

قبول سفارش فوری می‌تواند برنامه تولید را مختل کند.

بنابراین مدیریت واقعی هزینه نیازمند نگاه کردن به کل زنجیره تولید است، نه فقط یک بخش خاص.

نقش فناوری و پیدا کردن تأمین‌کنندگان مناسب در کاهش هزینه‌ها

کاهش هزینه تولید فقط داخل سالن کارخانه اتفاق نمی‌افتد.

بخشی از هزینه‌ها به انتخاب تأمین‌کنندگان، تجهیزات، خدمات فنی و حتی سرعت پیدا کردن گزینه‌های مناسب مربوط است.

هرچه یک کارخانه دسترسی بهتری به تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان مختلف داشته باشد، مقایسه گزینه‌ها آسان‌تر می‌شود.

در این بخش، پلتفرم‌هایی مانند پینه می‌توانند برای شناخت و پیدا کردن کسب‌وکارهای فعال در حوزه‌های صنعتی مفید باشند.

برای یک مدیر، داشتن دسترسی به مجموعه‌ای از تولیدکنندگان، تأمین‌کنندگان و فعالان صنعتی می‌تواند فرآیند تحقیق اولیه را ساده‌تر کند.

البته پیدا کردن یک شرکت فقط مرحله اول است و هر مجموعه‌ای باید قبل از همکاری از نظر کیفیت، سابقه، شرایط معامله و توانایی انجام تعهدات بررسی شود.

جمع‌بندی

مشکلات پنهان کارخانه ها معمولاً با یک هزینه بزرگ و ناگهانی ظاهر نمی‌شوند. بسیاری از آنها در قالب چند دقیقه توقف، چند درصد ضایعات، چند ساعت دوباره‌کاری، موجودی اضافی، رفت‌وآمدهای غیرضروری یا تصمیم‌های ناهماهنگ خودشان را نشان می‌دهند.

اما همین مشکلات کوچک اگر برای مدت طولانی تکرار شوند، می‌توانند هزینه تمام‌شده محصولات را افزایش دهند و سود کارخانه را کاهش دهند.

برای همین، کاهش هزینه تولید فقط به معنای خرید ارزان‌تر نیست. یک کارخانه باید هم‌زمان به بهره‌وری ماشین‌آلات، کیفیت، موجودی، زمان کارکنان، برنامه‌ریزی، تعمیرات، خرید و جریان اطلاعات توجه داشته باشد.

گاهی بهترین راه برای افزایش سودآوری، تولید بیشتر نیست؛ اتلاف کمتر است.

اگر یک کارخانه بتواند مشکلات پنهان خود را شناسایی کند و برای هرکدام راه‌حل مناسبی پیدا کند، می‌تواند بدون توسعه عجولانه یا افزایش شدید هزینه‌ها، از منابع فعلی خود استفاده بهتری داشته باشد.